تهران؛ فصل پیادهرویهای طولانی
فیدیبو یه داستان صوتی داره به اسم «تهران؛ فصل پیادهرویهای طولانی». الآن رسیدم به قسمت چهارمش. نمیخوام چیزی از داستانش بگم، اما همیشه دونستن اینکه آدمهای مختلفِ یک داستان دارن چیا رو تو زندگی میگذرونن، برام جالبه. به خودم قول دادم که وقتی همهچیز بهتر شد، یه بار تهران رو اینطوری بگردم و از همین مسیرهای پیادهرویای که توی این داستان گفته میشه بگذرم.
تا به حال حتی اسم نویسندهاش رو هم نشنیده بودم. مهام میقانی. شنیدنِ پیادهرویِ اولش یه کم برام عجیب بود. حالا که با قلمش آشنا شدم، یه جورایی ازش خوشم میاد. یه چیزهایی رو خیلیییی خوب به تصویر میکشه. انگار یهو کشیده میشی تو سیاهیِ یک زندگی، و در یک لحظه باریکهی نور رو میبینی.
برچسبها : #بشنو
