تمرین و تمرین و تمرین. خاله رضوان. خنده و چشم‌های کنجکاو. جانان. شربت بهآرنارنج. چیدن ازگیل‌ها از درخت. لمس یک حجم زرد. دی‌پی. پروتئین و نون جو. چرت یهویی ظهر. زنگ تلفن و خانم گرین. حاضر شدن در یک دقیقه. آبی و رنگ دریا. باشگاه و خنده‌های ریز ریز. دردهای دلچسب. بدو بدو برگشت به خونه. یه لیوان چاییِ دارچینی. سلام به استاد جذاب رایتینگ. صحبت از حافظه و جدیدترین پژوهش‌ها. لبخندهایی که از همین‌جا تا کهشکون بغلی کشیده شده بودن. یه ماشین لباس. دومین کلاس و تبدیل شدن استرس‌ها به قند. آفرین‌. ثبت لحظه. لغو یهویی جلسه اسپیکینگ. ذوق و ذوق. آهنگ‌های قر دار. پوشیدن لباس‌های جدید. چرخیدن و چرخیدن. رژلب آلبالویی. نسیمی که می‌پیچه توی موها. لباس‌های تمیز روی بند رخت. آفتابگردون‌های در حال حرکت. قدم زدن تو خیابون‌های شهر. و سلام به خاله میم :»