آدم‌ها تکه‌هایی از خودشون رو تو زندگیِ ما به جا می‌ذارن. و اگر زمان بگذره و یه روزی نباشن، کافیه یکی از اون‌ها رو ببینی تا لبخند بزنی، و یا برعکس. امشب در نتیجه‌ی دوتا اتفاق، به تکه‌های آدم‌ها _آدم‌هایی که دیگه نیستن_ توی زندگیم فکر کردم؛ ۱. شنیدنِ دوباره‌ی آهنگ‌هایی که جولی برام کاور کرده بود ۲. یادآوریِ اولین باری که سینما پارادیزو رو دیدم/ دیدیم. 

ماه، بستنی، شِرِک، عدس پلو، فردوسی، ایفوریا، متال، Swallow The Sun، شازده کوچولو، ویگن، آفتابگردون، امی واینهاوس، آلبوم، کد و پایتون، زورخونه، نامه، Secret Garden، قطب‌نما، یاس، هرمز، و... .

همه‌شون یادآور یه خاطره، و یه آدمن. من تو ذهن اونا با کدوم تکه‌ام به یاد آورده میشم؟ با چی یادم می‌افتن؟ گمونم این سوالیه که از این به بعد دلم می‌خواد از آدم‌ها بپرسم.