جلسه هفتگی با بچه‌هام قراره امروز باشه. یکی‌شون دوباره نیست و این یعنی داره یه خرابکاری‌ای اون پشت انجام میده و نمی‌خواد فاش بشه. دیگه قشنگ می‌شناسمش، اونقدر استرسش به خاطر درست پیش نرفتن کارهاش زیاده، که ترجیح میده هیچ جایی آنلاین نشه و جواب هیچ پیامی رو نده، تا تایم جلسه بگذره. اما خبر خوب اینکه امروز خیلی حوصله دارم و تا از تو غار بیرون نکشمش، ول‌ کن نیستم. پیش به سوی امروز، و زیر ذره‌بین گذاشتنِ این نوگلانِ نوشکفته.