یکی از دلایلی که گاهی از وصل شدنِ کامل به اینترنت می‌ترسم، شنیدن خبرهای هولناکِ مربوط به اعـدام‌هاست. هر چند تو همین چند باری هم که یهو وصل شدم، چیزهایی خوندم و حس کردم دنیا روی سرم آوار شده. حالا نشسته بودم و این بار همچین خبری بدون وصل شدنِ اینترنت به گوشم رسید. حکم اعـدامِ یکی از هم‌شهری‌هام صادر شده. و انگار یخ زدم. یکی از هزاران هزار جوونِ بیست و یکی دو ساله‌ایه که تو زمستونِ دی ماه گرفتن و با خودشون بردن. دلم می‌خواد با همه‌ی وجودم به معجزه‌ای که اتفاق می‌افته و جلوی اجرای این لعنتی رو می‌گیره، باور داشته باشم. میشه اتفاق بیفتی؟ میشه؟ میشه؟