پیش به سوی برق انداختنِ همهجا
اتاقم یه بازار شام به تمام معنا شده. یه گوشه لباس پخش و پلاست. یه گوشه کتاب. یه گوشه لپتاپ و شارژر و ساعت، یه گوشه مداد و خودکار و مدادرنگی، یه گوشه کیف و کوله و ساز و خوراکی، و میون اینا میتونی اکسسوری پیدا کنی و لوازم آرایشی. برنامه هامون از حالا به بعد میشه خوردن وعدهی بعد از باشگاه و شستن ظرفها، پلی کردنِ پلیلیستِ تمیزکاری، و افتادن به جون اتاق عزیزم تا وقتی که مرتب بشه و از تمیزی برق بزنه. بعد از اینا هم اگر جو بگیرتم، احتمالاً میرم سراغ تمیزکاری عمقی کل خونه :)))
