خیاطهای ناحسابی!
خیلی وقت بود که یه سری پارچه رو میخواستم بدوزم. اما چون خیاط خودم دیگه خیاطی نمیکنه، به پیشنهاد مامان و دخترخالهام، رفتم پیش یه خیاط جدید که اونا ازش راضی بودن. و الآن که دارم مینویسم، لباسی که دوخته تنمه و هیچ ازش خوشم نمیاد. یه مدل خیلی آزاد انتخاب کرده بودم و خیلی هم تأکید کرده بودم که حتماً شونههاش همینطوری چین بخوره. حالا چی تحویل گرفتم؟ مدل شونهها رو کلا تغییر داده، یقهی لباس رو بالاتر گرفته، بدون اینکه بهم بگه از یه پارچه دیگه استفاده کرده که اصلاً جنسش به پارچهی اصلی هم نمیخوره (پارچهام خنک و تابستونیه، اون پارچهی دوم ضخیم و زمستونیه)، و بدتر از همه برای پایینِ شلوارکش اومده از یه پارچه با یه رنگ کاملاً متفاوت استفاده کرده! بعد یه بندی هم زده به پشت لباسم که وقتی ببندیش، باز انگار یه دم بهت آویزونه :)))))))))
نتیجهاش هیچ شبیه مدلی که میخواستم نیست. و تو این لحظه دلم میخواد خیاطهایی که نظر خودشون رو به جای مشتری اعمال میکنن رو بزنم. آخه زن حسابی، این چه کاری بود که با پارچهی نازنینم کردی؟ یه پارچهی دیگه هم دستش دارم که چهار سال پیش مامانِ فرح بهم داده بود، و تازه دلم اومده بود بیارمش بیرون و تبدیلش کنم به ساحلی. اگر برش نزده بود، ازش میگرفتم و برش میگردوندم تو گنجه :/
