دیشب که داشتم می‌دیدمش انگار زمان و مکان رو فراموش کرده و غرق شده بودم تو دنیای جذاب پچ آدامز. از همون سکانس اولش که پچ داشت می‌گفت:

تمام زندگی حرکت به سمت خونه است. بازگانان، منشی‌ها، کارگران معدن، پرورش دهندگان زنبور عسل؛ قورت دهندگان شمشیر، همه‌ی ما. همه‌ی قلب‌های بی‌قرار دنیا، در حال تلاش برای یافتن راهی به سوی خونه هستند.

حس کردم این فیلم جادو داره. و واقعا هم داشت. پچ دوست داره به آدم‌ها کمک کنه، دوست داره باهاشون ارتباط برقرار کنه، دوست داره شادی رو تزریق کنه به لحظه‌ها. و تماشای روشی که برای رسیدن به این هدف در پیش می‌گیره، واقعا زیباست. دوباره برمیگردم به تماشای این یک ساعت و پنجاه‌وپنج دقیقه. اگر دنبال تماشای چیزی هستید که حالتون رو خوب کنه، و از فیلم‌هایی که رگه‌هایی از واقعیت داره خوشتون میاد، از دستش ندید. و همینطور اگر از عاشقان رابین ویلیامز هستید :)))