الآن تقریبا سومین سالیه که آخر هر فصل یه ویدیو از تمام اتفاقات اون فصل درست می‌کنم و همراه با یه کپشن پست می‌کنم تو پیچ اینستاگرام خیلی کوچولویی که دارم. از این کار خوشم میاد و لحظه‌ها به شکل زیبایی ثبت میشن. بماند که ویدیوهای پاییز و زمستون سال قبل هنوز موندن و یه جورایی از اینکه برم سراغ ویدیوی زمستون هم می‌ترسم. حالا امروز صبح نتم رو روشن کردم و یه پیام داشتم از کبوتر. نوشته‌هاش باعث شدن دلتنگی‌ای که دارم بیشتر بشه. بغض کردم و برای هزارمین بار این سوال رو پرسیدم که چرا ما نمی‌تونیم با آدم‌هایی که دوست‌شون داریم یه جا زندگی کنیم؟ چرا ما نمی‌تونیم شادی‌های کوچک رو به مقدار بیشتری تو زندگی‌هامون داشته باشیم؟ 

کبوتر برام نوشته بود:

یه ذره وصل شدم. رفتم اینستا خیلی نموندم ولی بین همه چی نمی‌دونم چرا دلم خواست برم فیلم‌های تو رو ببینم. 

حرفم نمیاد. ادای کلمه‌ها سختن برام. احساساتم رو هم نمی‌فهمم اونقدر که توصیفشون کنم و راستش صادقانه دوست هم ندارم حرف بزنم الآن اصلا. ولی اینو نمی‌تونستم نگم چقدر قشنگی تو زهرا.

اون فیلم پارسال که گفتی رفته بودیم عکس سفارت بگیریم رو دیدم در حالی که خنده‌م گرفته بود از یادآوری روز عکاسی بغض کردم و اشکمم تو چشممه.

راستش دلم خواست دوباره باهات تو یه خوابگاه باشم :)))

حالا داره اون روزی که رفته بودیم برای سفارت عکس بگیریم یادم میاد و می‌خندم. کت‌هامون که با هم عوض کردیم. موهامون که ریخته بود روی شونه‌هامون و خانم عکاس اصرار داشت مدلش رو تغییر بدیم. عکس‌های مسخره‌ای که خودمون دوتایی تو اون آینه بزرگه گرفتیم. خنده‌ها. خنده‌های فراوان و امیدواری به گرفتن بورسیه‌ای که جفت‌‌مون دنبالش بودیم. 

منم دلم خواست دوباره با تو توی یه خوابگاه باشم. دوباره با تو خیابون‌ها رو متر کنم. به لیست جاهایی که دوست داری بری و کارهایی که دوست داری انجام بدی نگاه کنم، و بهت بگم تو کدوما می‌تونم همراهت باشم. دلم خواست دوباره بریم موچی امتحان کنیم و تو اون مغازه‌ی مسخره‌ی زیر هتل پل از طعم آرد خنده‌مون بگیره. بعد بریم شادونه معجون بگیریم تا هرچی خورده بودیم رو بشوره ببره. پیاده راه بیفتیم سمت میدون، تو خیابون‌ها بچرخیم، و تا جایی که جون تو بدن‌مونه پیاده برگردیم به سمت دروازه شیراز، یه مدتی رو بریم تو شیرین عسل و آذوقه‌های یک هفته رو بخریم و... . وای دختر، چطور من اینقدر دلتنگ تو و این لحظه‌های ساده و کوچکی‌ام که داشتیم؟