ریدینگ با مستر موحد
تازه اولین جلسهی کلاس ریدینگ تموم شده. و لبخندی دارم که از همینجا تا کهکشون بغلی کشیده شده :» چقدر من مدرس این کلاس رو دوست دارم، از ایناست که دلت میخواد لپ رو بکشی. دلیلی اصلی ثبتنامم هم ایشون بوده و تجربهای که دوست داشتم به دست بیارم از کلاسهاشون. اولش که داشتیم با هم آشنا میشدیم (چیزی که تو کلاس دیروز وجود نداشت و برای همین از مدرس اسپیکینگ به این اندازه خوشم نمیاد D:)، متوجه شدم باقی بچههای کلاس همه مدرس زبانن و فقط اومدن با فرمت جدید تافل آشنا بشن. به عبارتی من تنها کسیام که برا نمره زبان اومدم. برای یه لحظه احساس کوچولو بودن بهم دست داد بین این همه آدمی که چندین ساله تدریس میکنن. اما خیلی بامزه است جو کلاس. حالا بیصبرانه منتظر سهشنبه و شروع رسمی تمرینهام.
حالا میخوام تند نون عدس درست کنم. رسپیش رو دیروز از فرفری گرفتم و دلم میخواد زودتر طعمش رو بچشم ببینم چی ازش درمیاد. بعدش هم میرم یه خرید کوچولو برای مامان. احتمالاً به خانم نویسنده بگم که بیاد یه کمی قدم هم بزنیم، چون حس میکنم هر دومون نیاز به صحبت کردن داریم. و بعد از اون و تا قبل از خواب هم همچنان قراره یکی از تاپیکهای اسپیکینگ رو تمرین کنم.
