بهآرنارنج

و جهان در تو خواهد زیست 🍃

Patch Adams

دیشب که داشتم می‌دیدمش انگار زمان و مکان رو فراموش کرده و غرق شده بودم تو دنیای جذاب پچ آدامز. از همون سکانس اولش که پچ داشت می‌گفت:

تمام زندگی حرکت به سمت خونه است. بازگانان، منشی‌ها، کارگران معدن، پرورش دهندگان زنبور عسل؛ قورت دهندگان شمشیر، همه‌ی ما. همه‌ی قلب‌های بی‌قرار دنیا، در حال تلاش برای یافتن راهی به سوی خونه هستند.

حس کردم این فیلم جادو داره. و واقعا هم داشت. پچ دوست داره به آدم‌ها کمک کنه، دوست داره باهاشون ارتباط برقرار کنه، دوست داره شادی رو تزریق کنه به لحظه‌ها. و تماشای روشی که برای رسیدن به این هدف در پیش می‌گیره، واقعا زیباست. دوباره برمیگردم به تماشای این یک ساعت و پنجاه‌وپنج دقیقه. اگر دنبال تماشای چیزی هستید که حالتون رو خوب کنه، و از فیلم‌هایی که رگه‌هایی از واقعیت داره خوشتون میاد، از دستش ندید. و همینطور اگر از عاشقان رابین ویلیامز هستید :)))

Under the Tuscan Sun

دلم یه فیلم می‌خواست. و یادم اومد خانم نویسنده خیلی وقت پیش بهم گفته بود که Under the Tuscan Sun رو ببینم. پیداش کردم و دکمه‌ی پلی رو زدم. نفهمیدم یک ساعت و پنجاه و سه دقیقه چطور گذشت. وقتی تموم شد گوشیم رو برداشتم و برای خانم نویسنده از حال اون لحظه‌ام و هرچی که تو ذهنم می‌گذشت نوشتم. لبخند داشتم. رفتم تو حیاط. هوا یه سوز دلچسب داشت و می‌تونستی بوی بهآرنارنج‌ها رو بکشی توی ریه‌هات. نشستم کنار باغچه و به آفتابگردون‌هایی که کاشتم و حالا بزرگ شدن، دوتا شمعدونی‌ای که باز شده بودن، و نهال‌هایی که جون گرفته بودن نگاه کردم. حس تازه شدن داشتم. و به این فکر می‌کردم که آیا زندگی‌ِ واقعی هم می‌تونه شبیه فیلما باشه؟ شاید.